ظاهراً پدر و دختر قبلاً بارها و بارها مشغول لذت های جنسی بوده اند ، زیرا دختر تجربه شلخته سابق را دارد و اصلاً از دست جد خود خجالت نمی کشد. چشمان بی شرم او پیرمرد را بیشتر هیجان زده می کند و او دیگر وضعیت خود را به خاطر نمی آورد. نوازش دهان هر دو به لعنتی سخت تبدیل می شود و بلوند از خوشحالی غرش می کند، در حالی که فراموش نمی کند به باباش لبخند شیرینی بزند.
چیزی به من می گوید که عنوان کمی اشتباه است، اما مهم نیست، نکته این است که آنها عالی هستند و علیرغم این واقعیت که دیک آن پسر زیاد بزرگ نیست، او توانست او را به سمت آب بکشد، آیا این یک دستاورد نیست، من خیلی فکر کن تماشای آن خوب است، خانم در حال پریدن است، سوار آن پسر، همانطور که باید باشد، و او گم نشده است، به رسیدن به اوج لذت کمک می کند.
حتی نمی دونم برای چی روغن به الاغش زد. این زیبایی با پوست تیره با اشتیاق یک دمیدن را انجام داد، و چیزهای زیادی برای پذیرفتن وجود دارد، دیک یک مرد سیاه پوست از اندازه چشمگیری برخوردار است. و زمانی که یارو دیک خود را به بیدمشک هل داد و شروع کرد به لعنت کردنش، متوجه شدم که وقتی سیاه پوستان گود میزدند، آرامش خدا وجود نداشت. سیاه پوست را گرفت و درست در بیدمشک زیبایی فرو برد، ظاهراً او تصمیم گرفت خیلی خوش بگذراند.